تبليغاتX
نقطه چین
سکوت مقبره ها يک علامت جنگ است!
 

نقد افسانه نجومی بر "وقتی خوابها بیدار شوند"

   ...افسانه نجومي شاعر و منتقد و نويسنده ي كتاب نماي درشت(شعر زنان استان خوزستان) است...

 

 نگاهی به مجموعه شعر " وقتی  خوابها بیدارشوند " سروده سمیرا چراغ پور
 "وقتی خوابها بیدار شوند " اولین مجموعه شعر سمیرا چراغ پوراست که به همراه 30 غزل منتشر شده است . زبان ساده و شفاف ، بیان حسی / عاطفی شعرها در سایه سار مونولوگ هایی  که حاصل گره خوردگی عواطف و احساسات شاعرانه اند و مبین شورو هیجان و شکوه های عاشقانه ی وی ، از برجسته ترین ویژگیهایی است که در این دفتر غزل به چشم می خورند .
این شعر از حکایت یک زن شروع شد
از لحظه های خلوت یک زن شروع شد
از یک سکوت ممتد و یک ذهن بی قرار
از ترس بی نهایت یک زن شروع شد                          ص65
 چراغ پوراما در این مجموعه شعر نشان داده است که غزل و ظرفیت های آن را می شناسد بر وزن وعروض مسلط است  و می‌خواهد تا با نگاهی زنانه به طرح عواطف شخصی خود بپردازد.
به عبارت دیگر مضامین عاشقانه ای که  در شعر ها رخنمون شده اند ،محصول تک گویی ها ، جریان سیال ذهن و مبتنی بر تداعی های شاعرانه اند و با حرکت از مسیرهای موازی و خطی و نزدیک شدن به پاره ای از تفکرات انتزاعی ،عمدتا  به دوراز مسائل اجتماعی و اتفاقات جهان پیرامون طرح خورده اند و درامتداد شکوه های عاشقانه ،پس از توصیف و بازنمائی ذهنیات شاعرسرانجام به دورو تسلسلی ناگزیر گرفتار آمده اند . نگاهی به شعر های چراغ پوراین مطلب را تایید می کند که تک گویی ها وبرجسته نمائی حالات درونی شاعر سبب شده است تا خواننده نتواند در بازآفرینی شعرها و تصویر سازی ها ی متنی، کوچکترین دخالتی داشته باشد .
پشیمانم که از اول تو را هم راز می دیدم
تو پایان بودی و افسوس  من آغاز می دیدم!    
به چشمان خودم حتا پس از این سخت مشکوکم !
که تو طرح قفس بودی و من پرواز می دیدم!                ص29 
  که در نهایت همین توصیف ذهنیات و بازنمایی احساسا ت در شعر چراغ پور جای تصویر سازی را گرفته و شاعر آن چنان که می بایست نتوانسته تجارب زیستی اش را در قالب تصاویر زنده و ملموس  در شعرهایش به تماشا بگیرد، تا جا یی که به آسانی می توان گفت : آن چه که شعر های این مجموعه را یکپارچه و پیوسته به نمود کشانده ، تکانه های حسی / عاطفی سطحی و ساده ای  است که  تا حدودی به در هم تنیدگی اجزاء و ارکان در ساختار غزل ها می‌انجامد و درنتیجه آن چه که درشعرها نمودی برجسته و پررنگ می یابد ، مکالمات درونی (انعکاس اندوه فردی و دغدغه های شخصی ) ناشی از شکست های عاطفی، ترس از تنهایی، انتظار و مرگ است که به صور مختلف در سروده های وی منعکس می‌شود.اگرچه نمی توان در این میان کوشش شاعر را برای رسیدن به نحو شکنی ها و ساخت های زبانی ندیده گرفت.
همچنین نگاهی به دایره ی واژگانی  محدود ی که در سایه سار بسآمد کاربرد شان ، شعر هارا به فضایی یکنواخت و یکسان در مضامین پرتاب نموده است تایید مطالب گفته شده است . مصرع ها و بیت هایی که اگر در شعر ها نشسته اند تا جلوه گر نا امیدی باشند و یاس منتشر شده در متن .
  وفورواژه هایی چون : وحشت – توهم – طناب دار- دیوار – زخم- قفس – غربت ، پیچیده درسیاهی  ونومیدی که به انتشار نوعی درد آلودگی و دلمردگی در سراسر شعر ها منجر شده است، سرانجام  احساسی برانگیخته از حزن و اندوه را در غزل ها به رخ می کشاند .
آخر مرا به خلوت این قاب می‌بری
با دست های بسته و بی تاب می بری
دارم به عمق  چشم شما کوچ می کنم
داری مرا به سینه ی گرداب می بری !                             ص53
گویی چراغ پور با به تصویر کشیدن تجارب زیستی خود و همنسلانش ضمن افشای سیاهی و اندوه جهان پیرامون بی آن که توان عصیان بیابد ، گاه دربرابرآن همه درد ورنج تنها سرتسلیم فرود می آورد وبس. شعر هایی که تنها با انگیزه ی برانگیختن احساسات و عواطف مخاطب به جلوه در آمده اند ، اما هرگزبه تجارب تازه و دریافتی نو از جهان هستی منجر نمی‌شوند و در این میان نتوانسته اند آن چنان که می بایست به تصاویری بدل شوند برای طرح معضلات جهانی که  شاعر و مخاطب هر دومی شنا سند با آن آشنایند .نگاهی به ابیاتی نظیر :
خواهش نکن ، برو...  من آدم نمی شوم!
من نقطه ی شروع جهنم نمی شوم                            ص47
و یا :
بیا با بی قراری های بعد از اینمان خوش باش
تو با شب زنده داری های بعد از اینمان خوش باش              ص39 
و ابیاتی مانند این ها که به وفور در شعر ها یافت می شوند اما نه هر گز مخاطب را به درنگ و تامل می کشانند ونه او را با لحظات نوو تجارب بدیع تری روبه رو نموده اند شاهدی بر این مدعاست . 
یکی دیگر از ویژگی های قابل تامل در شعر چراغ پور استفاده از اساطیر ( اگر چه کم رنگ ) و گره خوردگی وجه روایتی واژهایی چون زلیخا- نیل – موسی – طوفان نوح – کشتی...... با تغزل نهفته شده در دل غزل هاست و نشان از آن دارد که شاعر همواره خواستار آن است تا با ایجاد فرامتن ها ی متنوع، ضمن نقب زدن به ناخودآگاه جمعی مخاطبان اش راهی برای تلنگر زدن به ذهنیت آنان پیدا کند .
با این همه چراغ پور شاعر ی است که می کوشد تا با جزئی نگری ها و برقراری ارتباط حسی / عینی با پدیده ها به یاری سیالیت نهفته در بیان عاطفی غزل هایش و هم با به کار گیری امکانات تقریبا متنوع وزنی به نوشتاری عینی و ملموس در غزل هایش دست بیابد ، اگر چه تصاویر کلیشه ای و عمدتا فاقد جذابیت نگرشی و نگارشی بارها راه را بر این خواسته ی شاعر بسته اند .
                           متن مرا تکه تکه کرد
با اینکه متن های من از اولش سپید........
آمد....، شروع قافیه شد ، یک غزل کشید
با یک تکان خدا شد و پلکی به هم زدن
ایهام و استعاره و تمثیل آفرید
دستش شروع قافیه های بزرگ بود!
از میوه های درخت خدا واژه واژه چید !
تا می‌رسید خشکی این زردهای سبز!
سبزی دشت می‌شد و سرشاری امید
با این که متن های مرا تکه تکه کرد
هر تکه اش جوانه زد و زود قد کشید !
ایهام و استعاره و این ها بهانه بود
ذهنش تمام قافیه را یک به یک جوید !
انگار باز هم به خالی بن بست خورده بود !
اینجا به بعد شعر به خط خوردگی رسید
" با این خیال خام به جایی نمی رسم "
شاعر دوباره شعر خودش را مچاله دید !             ص 45      افسانه نجومی / دی ماه 1390

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم فروردین 1391ساعت 12:6  توسط سمیراچراغپور | 
سلام.....

جلسه ی نقد کتاب وقتی خوابها بیدار شوند در تاریخ ۵/اسفند/۱۳۹۰ در کتابخانه ی ثامن الائمه آبادان برگزار شد....

این جلسه با ورود هرمز علیپور-قاسم آهنین جان-کامران عالیان و فردین کوراوند که از اهواز تشریف آورده بودند آغاز شد...همچنین در جلسه سیاوش جلیلیان-مسعود ضرغامیان و غلام رضا اسن و دوست شاعر هایکو کار محسن نظارت که از ماهشهر تشریف آورده بود و ایمان عباس پی و جمعی از دوستان شاعر آبادانی حضور داشتند...

تعدادی نقد نیز به دست بنده رسیده بود که در جلسه خوانده شد از جمله نقد عبدالحسین انصاری-افسانه نجومی و آقای ذوالقدر....

در این جلسه حدود ۱۴ نقد خوانده شد که به ترتیب عبارت بودند از:نقد عبدالحسین انصاری-ناصر ندیمی-کامران عالیان که بجز نقد خودشان نقد افسانه نجومی و جناب ذوالقدر را خواندند-ندا فرهنگ دوست-محسن نظارت-صحبت های هرمز علیپور پیرامون کتاب(که چقدر از حضورش در جلسه خوشحال شدم)-آقای قاسم آهنین جان-محمد ایمانی-سید حسن موسوی-ایمان عباس پی-صحبت های فردین کوراوند-محمد بم-و در پایان دو خواهر نوجوان "ندری" که به نوبه ی خوب جالب بود....در ادامه تعدادی از عکس های جلسه را میبینید....

نقد افسانه نجومی در سایت یانوس http://yanoos.net/blogs/view/post/?postid=1376&blog=naghd

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم اسفند 1390ساعت 17:40  توسط سمیراچراغپور | 
سلام دوستان...

جلسه نقد کتاب (وقتی خواب ها بیدار شوند) جمعه، پنج اسفند در محل کتابخانه ی ثامن الائمه "آبادان" ساعت ۳:۳۰ برگزار می شود.....

 

..............بخوانید....................

مصاحبه با من  در سایت   مرور

و در سایت داستانی        چوک  

..........................................................................................

خبر انتشار "وقتی خوابها بیدار شوند" در:

 

بازار کتاب(سایت ادبی فرهنگخانه).....سایت خبرگزاری "مهر" ....سایت ایسنا...آنات...:یانوس/

.....آدرس مراکز فروش کتاب....

(البته چون کتاب تازه از چاپ بیرون اومده هنوز پخش به صورت کامل انجام نگرفته)

خرمشهر: کتابفروشی دانشگاه (روبروی دانشگاه پیام نور)

آبادان: کتابفروشی توسعه (خیابان امیری-پشت پاساژ کویتی ها-جنب طلا فروشی قنبری)

اهواز: کتابفروشی محام (کینپارس-بین خیابان ۱شرقی و خیابان میهن-بازار بزرگ امام رضا)

اهواز: کتابفروشی جعفری (زیتون کارمندی)

اهواز: کتابفروشی بین الملل(خیابان نادری)

ایلام: میدان انقلاب کتابفروشی سهرابی

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آذر 1390ساعت 11:37  توسط سمیراچراغپور | 

سلام دوستان .

کتاب اول من با ۳۰ غزل

توسط انتشارات بوتیمار

چاپ شد.

.....


 


 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام آبان 1390ساعت 0:52  توسط سمیراچراغپور | 
.گفتن قبل از شعرات حرف نزن...باشه!

اما میتونم بگم سلام که!

سلام.....

فک کنم پست بعدی اگه زنده بمونم! کتابم باشه...

 

       (نمای آخر این شعر را هرگز نخواهی دید)

 

شکنجه،سرب داغ،تصویر مرگی دسته جمعی تر!

خیابان های خونین،سایه ی سرهای بی پیکر!!

تصاد ف، ایستگاه دست های خالی از دنیا

صدای انفجار ناله های تلخ یک مادر!

خطوط چهره ای درهم،سکوت لخت یک دیوار!!

قفس هایی پر از باروت و پروازی بدون پر!....

ببین!دنیا در این تصویر های سرخ می چرخد!

در این اضلاع خون الود!، این خونخواهی خنجر!!

ـحبابی که تمام حجم من را می خورَد در خودـ

و می چرخد در اطرافم هزاران واژه ی بی سر!

.

.

بیابان های بی پایان،سقوط تلخ یک شاعر!

حضور تیغ و تنهایی و خونی جاری از دفتر!

(نمای آخر این شعر را هرگز نخواهی دید!

جهان پایان نمی گیرد در این تصویر زجرآور...)

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم آبان 1390ساعت 18:20  توسط سمیراچراغپور | 
با چشم های بسته می بینم..........

      "بعد از عبور از نفس بهت این غزل"


با حالتی شبیه به زن های گیج و مست!

روی همین خطوط خودش را به واژه بست

اینجا نشست، روی همین صندلی و بعد

اقرار کرد :قاتل یک مرد بوده است!!

زن نیمه های شب که کسی با خبر نبود

از پیج های وحشتِ این جاده ها گذشت

از یک دریچه،یک در ِ بی اختیار باز!

تنها حریم حرمتِ یک مرد را شکست!

آن شب به چشم های خودش دید می شود

یک عمر زندگی برسد تا "کجای پست!!"

بعد از عبور از نفس ِبهت این غزل

انگشت بر سکوت ِ بد ِ ماشه ای نشست!!

.

.

.

تا صبح بعد زیر گلوی صدای باد

خون بر تن شقیقه ی یک مرد لخته بست.....

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم مهر 1390ساعت 18:21  توسط سمیراچراغپور | 
سلام دوستان....

توضیح زیادی برای این شعر ندارم...فقط میتونم بگم که این شعر حاصل یه همنشینی کوتاهه!

         "روی نیمکتی که..."

    این روزها سخت می آیی

روی این کاغذهای سفید

این روزها که آسان تر شده ای

و دستم را به هر سویی دراز می کنم

چیزی از تو مرا می گیرد!

گفتی چه فرقی می کند

کلمات را چه گونه بنویسم؟

مثلا خوشحال را با کدام "ح"

وقتی هنگام خواندنش

 لبخند ادا میکنی!

و من

مثل همیشه

روی همان نیمکتی که

می خواستیم تمامی کلمات جهان را

به میل خودمان بنویسیم

نشسته ام

و به کفشهای تا به تای کودکی چشم دوخته ام

که مسیر کج خیابان را

راست می دود...

  

"۱۹/شهریور"

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم شهریور 1390ساعت 18:48  توسط سمیراچراغپور | 
سلام دوستان....قبل از خوندن این غزل باید بگم که: ما هم خدایی داریم! البته نه اون خدایی که اینقدر سخت و دست نیافتنی و دست و پا گیره! نه اون خدای این آدما! خدای ما خداتره!!

اگه میبینید زود به زود به روز میکنم واسه اینه که اجلم نزدیکه!! وگرنه عجله ندارم!

 

    (من خسته ام از این همه دستی که می وزد!)

 

شیطان!گناه آخر خود را نشان بده!

رد عمیق خنجر خود را نشان بده!

امشب بدون واهمه ای رو به "این خدا"

"آیینه ی برابر خود را" نشان بده!

این قوم بی خدا به خدا متصل شدند!

شکل خدای کافر خود را نشان بده!!

فرزند ناخلف!، رسیده ی افعال ناصحیح!

دلشوره های مادر خود را نشان بده!

امشب بکوب مشت زمین را به آسمان!

یک بار هم تو محشر خود را نشان بده!

آیینه ی گرفته به صد آّه بی دلیل!

آن صورت مکدر خود را نشان بده!

تو بی گناه غرق گناهی، گناه پاک!!

خالی نباش، جوهر خود را نشان بده!

من تا کدام جای جهان جستجو کنم!؟

دیگر بس است، کشور خود را نشان بده!

من خسته ام از این همه دستی که می وزد!!

شیطان بیا،بیا در خود را نشان بده.....

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم شهریور 1390ساعت 11:9  توسط سمیراچراغپور | 
سلام.....

امروز ۲۴ ساله شدم...خب به نظرم مثل روزای دیگه اومد فقط یکم به هم ریخته بودم و البته تنها!!!

اما اینا مهم نیستن،تازه خوشحالم که کسی واسم شمع روشن نکرد تا مجبور بشم برای رضای دستهای شادی اونا خاموش کنم!....خودم برای خودم شعر خوندم، موزیک گوش کردم، و خیلی زیاد فکر کردم و فکر و بازم فکر کردم و سعی کردم مرد باشم چیزی که بیشتر از زن بودن کنارم بوده....

حالا از این بحثا که بگذریم بحث شعر قشنگتره..خب کتاب من مراحل آخر چاپ رو میگذرونه و پیشاپیش تولدشو تبریک میگم(به خودم)....حالا بگذریم از این که مجبور شدم خیلی از شعرها رو سانسور کنم و البته حذف!

با یه غزل که از اون جنس غزلاییه که نه قراره به کسی گیر بده و نه قراره کسی بهش گیر بده(درست مثل سمیرای سالها قبل!) با شما دوستانم همراهم(این غزل جز غزلهای کتابم هست)

    ...به تکثیر من ادامه بده...

بغل بغل به سکوتم سخن ببخش و برو

بزن، برقص!، تتن تن تتن ببخش و برو

برس به کوچه ی "آواز"هایمان امشب

به گوش خلسه ی من "یک دهن"ببخش و برو!

و بوسه بوسه به تکثیر من ادامه بده!!

و لمس این هیجان را به من ببخش و برو!

اگر گناه من این است،شاعرت شده ام!

تمام شعر مرا خط بزن،ببخش و برو

....

خلاصه می کنم

اینجا به مرگ نزدیکم!

به عاشقت دم آخر

"کفن"

ببخش و برو!!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم مرداد 1390ساعت 18:4  توسط سمیراچراغپور | 
سلام دوستان...من حالا حالا ها قصد نداشتم به روز کنم وبلاگمو اما اینقد دوستان لطف کردن و کامنت خصوصی گذاشتن که به روز کن و با این رباعی های تقدیمی خداحافظی کن و....حالا زیادم مهم نیست! این غزل رو سال ۸۹ سرودم که خیلی دوسش دارم و تقدیمش میکنم به

            همبازی کودکی هام ....مجید... و مهربانی های" میلاد"

پاهای من تمام تورا پیمود

در این غزل به جای تو می خواهم "پا" می شوم به راه می افتم زود

با گام های مستعدم این بار، در راستای مقصد این مقصود!

از کوچه ها که می گذرم شهری ست، شهری که شاعرانه مرا می خواند

شهری که در تخیل اندامم شکل بلوغ خواستن من بود!

چیزی عبور می کند از ذهنم،سیال و پر شتاب و وسیع..،آیا

داری به شکل واژه می اندیشی؟! "دریاست" این که نوشتم "رود"!!

در این غزل به جای تو می رقصم، موزون و مست و غزل آسا!

خوشحالم از طبیعت مسرورت،ای واژه ی رسیده ام ،ای موعود!

تنها تویی که نیستی اما من در این غزل به جای تو می مانم

حتا اگر به جای تو ماندن ها باعث شده ست تا که مرا مطرود...

گاهی بهشت می شوم و گاهی درهای داغدار جهنم را

بر دوش می کشم که بفهمانم "پاهای من تمام تورا پیمود!"

در این غزل به جای تو می جنگم

        در این غزل به جای تو می افتم

                در این غزل به جای تو میمیرم

                           در بهت این تغزل بغض آلود!!

 

(((اینم برای اینکه کاملا از سیاست دور شده باشم))

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم مرداد 1390ساعت 19:9  توسط سمیراچراغپور | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
سلام
به قول سیاوش جلیلیان
شعرها
سروده نمی شوند
دیده می شوند....
.........
.....
سمیرا چراغ پور هستم
متولد 1366کرمانشاه(ساکن خرمشهر)
آثار: یک اثر(مجموعه غزل
با عنوان: "وقتی خواب ها بیدار شوند)

پیوندهای روزانه
نقد افسانه نجومی بر وقتی خواب ها بیدار شوند در سایت یانوس
مصاحبه با من در سایت مرور
محمد سعيد ميرزايی
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
فروردین 1391
اسفند 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
پیوندها
مسعود ضرغامیان
سیاوش جلیلیان
..علیرضا نوری_همدان..
جلیل صفربیگی
حسین فاضلی
داوود رضا کاظمی
مازيار نيستانی..(پاشيلی ها)
سریا داوودی حموله
افسانه توکلی
فاطمه مزبان پور
سیمین رستگارپور
حنيف خورشيدی
علی کرمانی
فرهاد كريمي
میلاد جلیلیان
سید حسن موسوی
امين مرادی
محمد شریفی
ابوالفضل عماد آبادی
ناصر ندیمی
محمد جعفری
سراب نیلوفر
نگین افشاری
شعر کوتاه ایران وجهان
علی خوش پیمان
ایمان عباس پی
علیرضا شکر ریز
ابراهیم پور جاسم
سعید باجوند
انجمن شعر خرمشهر
فروغ حیدری
راضیه آقاجری
صديقه طاطيان
بهنام خسروانی
فرشته جلیلیان
زهرا شعبانی
سحر بختیاری
مرجان ریخته گر
محسن نظارت
سه راهی
کورش آقا مجیدی
ايمان بخشايشی
انجمن مجازی شاعران ایران
داوود مالکی
مریم اخزری
حسن معصومی
بابک سلیم ساسانی
احمد کرد زنگنه
عبدالحسين انصاری
الهه وکيلی مطلق
سعيد بخشنده
ميترا مداد سبز
ميلاد روشن
داوودی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM